
خداوند وجودش مملو از عشق پاک و مقدس است که اين عشق و شکوه واقعا
دوست داشتنی و قابل توجه است عشق مادر به فرزندش از عشق او به خودش
شکل گرفته همه انسان ها به نوعی خود را دوست دارند و برای نجات خود
هر کاری می کنند , فرزند آثار وجودی مادر و پدر است و به نوعی به آنها
برمی گردد و در مفهوم کلّی تر ما انسان ها آثار وجودی خداونديم و اين
عشق متقابل از همين جا نشئت می گيرد بنابراين عشق عامل پيدايش است
ابراز عشق يعنی اميد برای زندگی و معنا و مفهوم با هم بودن يعنی اشباع
محبّت و غيره..پس از آن می توان فهميد که وجود ما برای ديگران مهم است
پس می شود به خاطر قلبی که برای ما می تپد و مملو از عشق مقدس است
با خرسندی ادامه داد پس عشق عامل پیدایش و بقاست گوش جان سخن مهر را می طلبد
عاشقی يعنی نيستی در مقابل معشوق فنا ناپذيری که هرگز نابود نخواهد شد چه
فرد عاشق وجود داشته باشد چه نداشته باشد او هست مانند آبی که بدون حباب
و موج وجود دارد و نيازی به آنها ندارد در صورتی که وجود موج بدون آب بی معناست